نوشتن بر سنگ

وجود به عشق است...

نوشتن بر سنگ

وجود به عشق است...

از این حرافی ها و وراجی ها که بگذرم، باید زندگی کرد. آینده دید. کار کرد. فعال بود .و در این میان، باید لحظات و دقایق و ساعت ها و روزها و هفته ها و ماه های بی حوصلگی و بی انگیزگی و دلزدگی و بی رمقی را تحمل کرد که دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور...

آخرین نظرات

  • ۱۳ فروردين ۹۴، ۰۱:۴۲:۲۳ - الف. گاف.
    هممم .

نمی دانم چه بگویم

چهارشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ۱۲:۳۴ ب.ظ


سال 1338 . ساعت 19:49 . دوشنبه

نویسنده و کارگردان متولد شد .


سال 1372 . ساعت 19:49 . دوشنبه

زمین لرزه ای کوچک ، کلبه ای را در دوردستِ کویر لرزاند . دیواری تَرَک خورد .


سال 1391 . ساعت 19:49 . دوشنبه

نویسنده و کارگردان ، برای آخرین بار ، پیش از اکرانِ عمومی ، فیلم را بازبینی کرد و با خود گفت : « از فردا فیلمِ من روی پرده ها خواهد بود . » و به همسر و فرزندانش لبخند زد .


سال 1392 . ساعت 19:49 . دوشنبه

جلسه ی نقدِ فیلم . آقای منتقد می گوید : « در تمامی سکانس های فیلم ، نمادهای فراماسونری خودنمایی می کنند ؛ فیلم ساز حتی از تَرَکِ دیوار هم نگذشته و آن را طوری ایجاد کرده که القاگرِ نمادهای این اندیشه باشد ... »


سال 1392 . ساعت 19:49 . دوشنبه ای دیگر

نقد را می بینم و می گویم : « ... » نمی دانم چه بگویم ...


۹۲/۰۸/۲۲
محمدحسین توفیق زاده

نقدِ نقد

نوشته ها

نظرات  (۱)

زبانم در دهانِ باز بسته ست...

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.